اولین روز آفرینش

شنبه صبح احتمالا هوا بارانی است ،باران تمامی درختان زرد و پژمرده و آفت زده را خواهد شست. شنبه صبح هوا مطبوع تر و دلنشین تر میشود می توانی دیگر پنجره دلت را باز کنی و کمی در این هوای بارانی نفس تازه کنی و اگر خدا نکرده پرده های اتاقت سیاه و چرک شده اند آنها را خوب بتکانی بعد بشوری وآنگاه تمیز وعاری از هر غبار دوباره نصب کنی واحیانا گل سرخی نیز روی آنها بزنی تا زیباتر شود . شنبه صبح این حوالی بهار می آید وشکوفه ها شکفته خواهند شد شکوفه هایی که یکماهه میوه می شوند میوه هایی آبدار وشیرین که می توانی یکسال آنها را مزه کنی.

از شنبه میتوانی هر روز غروب توی کوچه ها و محله ها شهرت با صدای اذان موذن زاده جاری شوی وبرای سفره افطارت گل یاس و نان گرده زرده دار و زولبا بامیه ببری وخوشحال باشی از اینکه یکروز دیگر با آن من دیگرت که بال و پرپروازت را بسته بود پنجه در پنجه جنگیده ای واورا بر زمین زده ای و منتظر روز دیگر بنشینی تا بندهای دیگر را بگشایی و آنگاه آزاد ورها در آسمان بیکران برای خودت جولان دهی و از آن بالا به این مرغان حقیر خانگی نگاه کنی و بخندی ، شنبه تولدی دیگر است ، شنبه آغاز رمضان کریم است...

/ 2 نظر / 7 بازدید
امیر

چه متن زیبایی بود. خیلی کم مطلب مینویسید

حسین

ماه مبار ک رمضان ماه خود سازی است خیلی لطیف به تصویر کشیدید